زبان بدن زنانه، زبان زنان است!
در کوچه، در خیابان، در هرآنجا که قدرت مذکر، در همدستیاش با قانون بر زن اعمال شود، روسریای که جلو آورده میشود، تنی که با خشونت هل داده میشود، سری که به لبهی جدول خیابان برخورد میکند و زن که کنار جدول مینشیند؛ زن در ارتباطش با قدرت، به بدن خود تقلیل مییابد، به بدنی، که به نمایش گذاشته، و با آن نشانهگذاری میشود و همان پشتوانهی گفتمانهای مخالف است.
زبانها نمی توانند زنان را به عنوان یک زن بیان کنند.
زبان بدن زنانه، زبان زنان است: زبان بدن با رقصهایش، خلسهها، خفگیهایش / گاهی خفگی / و هذیان / هذیان / غر زدنهایش همچون پابرهنهای سرمست / حرکات مجنونانهاش / به ناگاه قفل شدنهایش.
این زبان خارج از قواعد بیان شفاهی و بدنی، و بلکه حتی خارج از قوانین اجتماعی آشکار میشود. این زبان بدن به زنان اجازه می دهد تا چهارچوبهای یک بیان و ژست مدون را درنوردند. این برون رفت ناتوان کننده است، زیرا بدن نه دیگر از عقل، و نه از قانون پیروی نمیکند. این زبان خلسه بخشی از یک اقتصاد اجتماعیست: در مواقع فشار شدید نیاز به تخلیه بیش از حد است… و این همان چیزیست که فرانتز فانون هم از آن، و در دربارهی جلسه خلسه مردان در دوره استعمار صحبت می کند.
هنگامه هویدا
