سوزان سونتاگ، سلمان رشدی و در دفاع از آزادی بیان
سوزان سونتاگ روشنفکری به غایت شجاع بود و نه فقط در میدان اندیشهورزی. در سال 1989، زمانی که روحالله خمینی فتوای قتل سلمان رشدی و ناشرانش را اعلام کرد، در سرتا سر جهان افراد بیشماری، از چپ تا راست، به تکاپو افتادند که آن را توجیه کنند و بگویند که سلمان رشدی با نوشتن کتاب آیات شیطانی، عملی نابخشودنی انجام دادهاست. عدهای هم مانند جیمی کارتر او را فرصتطلبی خواندند که سعی میکرد از طریق سر و صدا و جنجال کتابش را بفروشد.
سونتاگ در آن سال، از قضا رییس پن آمریکا بود و در این مقام، در سنای ایالت متحده آمریکا حاضر شد و از آزادی بیان و آزادی ادبیات به مثابهی منافع ملی دفاع کرد.
بیش از پنجاه نفر در سراسر جهان بر اثر فتوای آیت الله خمینی و شورش ضد رشدی کشته شدند. مترجم ژاپنی رشدی کشته شد، دو کتابفروشی نروژی مورد حملات بمبگذاری قراری گرفتند، یک بمب گذار انتحاری به هتلی در بریتانیا حمله کرد و مترجم ایتالیایی رشدی با چاقو زخمی شد.
شاید حالا تصورش کردنش دشوار باشد که دفاع از رشدی آن سالها تا چه اندازه بیباکی میطلبید. اما سونتاگ ایستاد و این تصور را برانگیخت که انجام این کار برای او صرفاً یک امر درونیست و نیازی به جسارت ندارد، همانطور که چند سال بعد او به سارایوو در بوسنی رفت، وقتی که شهر تحت محاصره ملی گرایان دیوانه صرب بود در آنجا نمایش خود را کارگردانی کرد، کاری به غایت باشکوه! نمایشی برای شهری در محاصره…
هنگامه هویدا
عکس:
تونی موریسون ، سلمان رشدی، سوزان_سونتاگ
