شوالیه‌های کلاه‌خود پنبه‌ای؛ نو-قهرمان‌های نظام در عرصه‌ی جنگ مجازی

 شوالیه‌های کلاه‌خود پنبه‌ای؛ نو-قهرمان‌های نظام در عرصه‌ی جنگ مجازی

آرنت اعتقاد دارد بدون حضور توده‌ی گله مسلک، وجود رهبر منتفی خواهد بود. برای حکومتهای تمامیت‌خواه بیش و پیش از سرکوب خیابانی مردم، سرکوب مردم در خودشان موضوعیت دارد. رومن گاری حرف درخشانی می‌زند، او می‌گوید آنچه درباره‌ی نازیها بسیار هولناک است سویه‌ی نا-انسانی آنهاست. اما لازم است که روشن کنیم این سویه‌ی نا-انسانی، خود بخشی از وجود انسان است، و تا زمانی که ما این نا-انسانیت را به عنوان بخشی از انسانیت به رسمیت نشناسیم، در دروغی خوش‌باورانه گرفتار خواهیم ماند.

سیستمهای سرکوب‌گر ابتدا با سرکوب عاملیت اندیشه، توده را منفعل و چون خمیره‌ای بی‌شکل آماده‌ی شکل‌پذیری می‌کند. مهمترین نهادهای حکومتهای خودکامه، مبلغان آن‌ها هستند، بازوهای مخوفی که از هر اندام بدن چنین نظامی بیرون می‌زنند، تا این خمیره‌های شکل‌پذیر را، صورتی داده، پخته و چون ظروف جامد بی‌‌هویت وارد گستره‌ی توده‌های نوظهور خود کنند.

جوانان در تنگنا و مستاصل، که نه امکان دیده شدن و نه هیچ بروز و ظهور دیگری دارند، فراخوانده می‌شوند، به آنها هویتی جعلی الصاق می‌شود، مهمترین کارکرد فاشیسم این است که به افراد امکان می‌دهد تا احساس "قهرمان بودن" کنند، و  از این طریق در آنها وجه نا-انسانی را غالب می‌کند، سر به زیر و مطیع به جنگ من و شما می‌آیند و فحاشی می‌کنند. 

آنها مطیع و فرمانبردار رهبرند، بدون حضور چنین رهبری آنها تمام هویت و اقتدار خود را از دست می‌دهند.

امروز نظام می‌داند که از طریق تلویزیون‌های رسمی‌اش دیگر نمی‌تواند بر مردم اثرگذار باشد. اگرچه همان حلقه‌های مکتبی و جلسات سخنرانی مبلغان نظام که صورتی از همان جلسات عضوگیری‌شان در دوران پیش از انقلاب ۵۷ در مساجد بود، هنوز دایر است اما شرکت کنندگان در این جلسات یا افراد از پیش پخته‌شده‌اند یا مردمانی سن و سال دار، اما نظام خون تازه و نیروهای جاه‌طلب نیاز دارد، و آنها را دیگر نمی‌تواند مانند گذشته از طریق یارگیری در خیابانها به جلساتش جذب کند. از همین روست که این روزها بیشتر بازوهای تبلیغاتی رژیم در فضای مجازی مستقر شده‌اند. گرو‌ه‌های هدف دقیقا در میان همین بچه‌های به قول خودشان مزلف و سوسول تا  بخشی از جوانان بی‌هدف هستند، که شیفته‌ی شنیدن حرفهای تند و تیز علیه مقامات نظام‌اند، حرفهای برابری‌خواهانه تحت عنوان بزک شده‌ی «عدالت‌خواهی» و احتیاج دارند که خود را در قالب قهرمانان و مدافعانی تصور کنند که حافط ارزش‌ها و نظام‌اند. آنها احتیاج به این خودباوری دارند، باور به این که مفیدند، و در این باور تا آنجا می‌روند که ناانسانیت‌ در آنها پرده می‌درد.

هولناک آنکه فاشیست‌ها جوامع هدف را خوب می‌شناسند و حالا با حضور در اینترنت می‌توانند سخنانشان را به شهرها و نقاطی برسانند که پیش‌تر در آنها چندان جرئت حضور فیزیکی نداشته‌اند و دستشان از آنها کوتاه بوده است.

آنها به تمام عرصه‌های مجازی هجوم آورده‌اند و این یعنی عرصه‌ی یک جنگ تبلیغاتی. 

ما در این جنگ حضور داریم، پس بهتر است عرصه را وانگذاریم. این یک جنگ تمام عیار است تا جایی که می‌توان و باید به هر طریق امکان حضور نیروهای فاشیستی را در عرصه‌های مجازی محدود کرد و عرصه جنگ تبلیغاتی را با بهانه‌های مختلف برای آنها خالی رها نکرد.

هنگامه هویدا