پاشنه‌ی آشیل و نقاط ضعف در رژیم فاشیستی

 


 پاشنه‌ی آشیل و نقاط ضعف در رژیم فاشیستی 

در یک رژیم فاشیستی به دلیل وجود سرکوب بسیاری از مردم، گروه‌ها و نهادها که می‌توانند به پیشبرد اهداف رژیم کمک کنند حذف می شوند.
اگر رژیم بر یک ایدئولوژی استوار است، ایدئولوژی به مرور نفوذ خود را بر مردم از دست می‌دهد و اسطوره‌های سیستم و نمادها ناپایدار می‌شوند.
از دیگر سو اگر ایدئولوژی قوی وجود داشته باشد که بر درک واقعیت تأثیر بگذارد ، وابستگی بیش از حد به آن باعث عدم توجه به وضعیت واقعی و موقعیت حقیقی رژیم و نیازهایش می‌شود.
از همین روست که سیستم به شکل غیرقابل انعطافی در می‌آید و توانایی انطباق سریع با موقعیت های جدید را از دست می‌دهد.
از دیگر سو بخشهایی از نیروهای نظامی می‌توانند از موقعیت‌هایی که در اختیارشان است برای دستیابی به اهداف خود استفاده کنند، حتی در مقابل اراده رهبر یا همان دیکتاتور فعلی و همیشه خطر کودتا وجود دارد.
به دلیل وجود ترس‌ها و توهم‌ها، موقعیت افراد در سلسله مراتب قدرت در یک رژیم فاشیستی همیشه به شدت ناپایدار است. افراد در همان سطح فعلی باقی نمی مانند ، می توانند ارتقا یا تنزل درجه پیدا کنند یا حتی کاملاً کنار گذاشته و جایگزین شوند.
احساس عدم امنیت میان گروه‌های وابسته به قدرت، به درگیری‌های نهادی داخلی، رقابت شخصی یا خصومت بین آنها منجر می‌شود که بر عملکرد رژیم تأثیر می‌گذارد یا حتی می‌تواند عامل فروپاشی آن شود
و از ترس عدم رضایت مافوق، زیردستان معمولا اطلاعات دقیق یا کاملی را که دیکتاتورها برای تصمیم گیری نیاز دارند ، گزارش نمی‌دهند.
و از آنجا که تصمیمات در یک رژیم فاشیستی توسط یک نفر، یا گروه اندکی گرفته می‌شود، طبیعتا آنها همیشه مستعد خطا در تصمیم‌گیری، سیاست و عملکرد اند.
با این حال اگر برای جلوگیری از این خطرات ، رژیم کنترل‌ها و قدرت تصمیم گیری را غیرمتمرکز کند ، کنترل اهرم های مرکزی قدرت را از دست می دهد.

هنگامه هویدا