چکامه‌ای در شهر ‌چنگ

 ​

Wang Wei : 699-761  

::: چکامه‌ای در شهر ‌چنگ:::

ترجمه: هنگامه هویدا

 

 

باران صبحگاهی غبار را در وی‌چنگ فرو‌نشانده‌؛

در حیاط‌خلوت مهمانسرا

درختان بید دوباره سبز شده‌است...

بیا تا جامی دیگر تهی کنیم

مغرب گذرگاه یانگ

هیچ‌یک از یاران قدیمی نخواهند بود.